«گوگرد» نوشته عطیه عطارزاده، رمانی متفاوت در ادبیات داستانی معاصر ایران است که با ترکیب تاریخ، خیال، اسطوره و روایت خانوادگی، تصویری چندلایه از تهران و آدمهای آن ارائه میدهد. این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و در دسته رمانهای ایرانی قرار میگیرد. نخستین چاپ «گوگرد» در سال ۱۴۰۱ منتشر شد و چاپ دوم آن در سال ۱۴۰۳ با ۲۱۸ صفحه به بازار کتاب رسید.
یکی از مهمترین ویژگیهای «گوگرد»، انتخاب راوی غیرمعمول آن است. داستان از نگاه سگی روایت میشود که به شکلی رازآلود جاودانه شده و در نتیجه میتواند شاهد زندگی چندین نسل از انسانها باشد. همین انتخاب، امکان رفتوآمد میان گذشته و حال را برای نویسنده فراهم میکند و رمان را از یک روایت خانوادگی معمولی فاصله میدهد.
«گوگرد» درباره چیست؟
داستان «گوگرد» در تهران و در گسترهای تاریخی از دوره قاجار تا زمان معاصر شکل میگیرد. در مرکز روایت، خانوادهای قرار دارد که زندگی اعضای آن در طول نسلها با تحولات شهر، تغییرات اجتماعی و اتفاقات تاریخی گره میخورد. راوی اما برخلاف بیشتر رمانهای خانوادگی، یکی از اعضای این خانواده نیست؛ سگی است که از جایگاه یک ناظر بیرونی، شاهد آمدن و رفتن انسانهاست.
در معرفی کتاب آمده است که داستان از روزگار قحطی آغاز میشود؛ جایی که سگی در خندق تهران متولد میشود و نامیراست. همزمان، در زیرزمین یکی از نخستین دواخانههای تهران، مردی سیاهپوش رازی را با یک پادو در میان میگذارد؛ رازی که با بوی گوگرد پیوند خورده است. اما این ماجرا تنها نقطه آغاز رمان است. در ادامه، روایت از یک اتفاق یا یک خانواده فراتر میرود و به تاریخ، حافظه و تغییرات زندگی انسانها در گذر زمان میرسد.
راویای که پیر نمیشود
انتخاب سگ بهعنوان راوی، مهمترین تمهید روایی «گوگرد» است. این سگ مانند انسانها پیر نمیشود و همین جاودانگی باعث میشود بتواند شاهد چندین نسل باشد. انسانها میآیند، زندگی میکنند، پیر میشوند و از بین میروند؛ اما راوی همچنان باقی میماند.
این موقعیت، نگاه متفاوتی به مفهوم زمان ایجاد میکند. برای انسان، زندگی مجموعهای محدود از سالهاست؛ اما برای راوی «گوگرد»، زمان گسترده و تقریباً بیانتهاست. او میتواند گذشتهای را به یاد بیاورد که برای شخصیتهای جوان داستان فقط بخشی از تاریخ است. از همین جا، مسئله حافظه اهمیت پیدا میکند. چه کسی گذشته را به یاد میآورد؟ چه چیزی از زندگی آدمها باقی میماند؟ و اگر یک شاهد برای مدت بسیار طولانی زنده بماند، آیا روایت او از تاریخ الزاماً همان روایتی است که انسانها از خودشان ساختهاند؟
تهران بهعنوان یکی از شخصیتهای رمان
در «گوگرد»، تهران فقط محل وقوع اتفاقات نیست. شهر در طول روایت تغییر میکند و زندگی شخصیتها نیز همراه با این تغییرات دگرگون میشود. از تهران قدیم تا تهران معاصر، شهر به موجودیتی تبدیل میشود که دائماً شکل عوض میکند و ردپای نسلهای مختلف را در خود نگه میدارد.
به همین دلیل، میتوان تهران را یکی از شخصیتهای مهم رمان دانست؛ شهری که شاهد تولدها، مرگها، روابط خانوادگی، تغییرات اجتماعی و تحولات تاریخی است. منابع معرفی کتاب نیز بر ارتباط داستان با تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران و تغییرات شهری تأکید کردهاند. این نگاه باعث میشود «گوگرد» برای خوانندهای که به تاریخ اجتماعی تهران علاقه دارد، تنها یک رمان خانوادگی نباشد. شهر در این اثر همچون حافظهای بزرگ عمل میکند که گذشتههای گوناگون را در خود نگه داشته است.
مرگ و جاودانگی در «گوگرد»
مرگ یکی از مفاهیم محوری رمان است. اما عطیه عطارزاده در کنار مرگ، مفهوم متضاد آن یعنی جاودانگی را نیز قرار میدهد. راوی سگ داستان برخلاف انسانهایی که میبیند، از چرخه معمول زندگی و مرگ خارج شده است.
این وضعیت، جاودانگی را از یک آرزوی ساده به مسئلهای پیچیده تبدیل میکند. جاودانه ماندن الزاماً به معنای خوشبختی نیست. زندگی طولانی میتواند به معنای دیدن مکرر فقدان و از دست رفتن کسانی باشد که راوی به آنها نزدیک شده است. به این ترتیب، رمان پرسشی اساسی مطرح میکند: اگر انسان بتواند برای همیشه زنده بماند، آیا زندگی واقعاً معنای بیشتری پیدا میکند؟ یا بخشی از معنای زندگی دقیقاً از محدود بودن آن ناشی میشود؟
حافظه؛ چیزی که میان نسلها باقی میماند
در «گوگرد» حافظه فقط یادآوری خاطرات شخصی نیست. خاطرات خانوادهها، خانهها، شهر و آدمهایی که دیگر حضور ندارند، به شکل بخشی از یک حافظه جمعی ظاهر میشوند.
راوی جاودانه میتواند میان نسلهای مختلف حرکت کند و همین مسئله به نویسنده اجازه میدهد گذشته و حال را در یک روایت واحد کنار هم قرار دهد. در نتیجه، اتفاقات تاریخی صرفاً پسزمینه داستان نیستند؛ آنها بر زندگی شخصیتها تأثیر میگذارند و بخشی از هویت آنان را میسازند. این رویکرد، «گوگرد» را به رمانی درباره فراموشی نیز تبدیل میکند. آدمها میروند، اما داستانهایشان ممکن است در ذهن دیگری، در یک مکان یا حتی در نگاه یک موجود غیرانسانی باقی بماند.
ترکیب واقعیت و خیال
عطیه عطارزاده در «گوگرد» واقعیت تاریخی را با عناصر خیالپردازانه ترکیب میکند. از یک طرف، رمان به مکانها و رخدادهایی در تاریخ تهران و ایران تکیه دارد و از طرف دیگر، راوی جاودانه و برخی اتفاقات داستانی، اثر را وارد قلمرو خیال میکنند.
همین ترکیب باعث شده نتوان «گوگرد» را صرفاً یک رمان تاریخی دانست. تاریخ در اینجا ماده اولیهای برای ساخت یک جهان داستانی است؛ جهانی که در آن واقعیت و افسانه دائماً روی یکدیگر تأثیر میگذارند. راوی غیرانسان نیز به این فضای خیالانگیز کمک میکند. او میتواند چیزی را ببیند که انسانها قادر به دیدنش نیستند و در زمانهایی حضور داشته باشد که از محدوده زندگی معمول یک انسان خارج است.
بوی گوگرد؛ یک نماد در رمان
عنوان کتاب نیز در ارتباط با همین فضای رازآلود قرار میگیرد. گوگرد در رمان با بو، آتش، خون، مرگ و در عین حال رهایی پیوند پیدا میکند. در معرفی نشر چشمه، بوی گوگرد بهعنوان بویی غالب بر آسمان صد سال اخیر ایران توصیف شده؛ بویی که در کنار مرگ، نشانهای از رهایی نیز در خود دارد.
بنابراین «گوگرد» را نمیتوان صرفاً نامی برای یک عنصر داستانی دانست. این واژه به تدریج به یک نشانه تبدیل میشود؛ نشانهای که میان ویرانی و تولد دوباره، مرگ و زندگی و محدودیت و رهایی حرکت میکند.
نگاه به زنان و خانواده
یکی از خوانشهای قابل توجه درباره «گوگرد»، توجه آن به شخصیتهای زن است. در یک نقد منتشرشده درباره رمان، بر نقش کنشگر زنان داستان تأکید شده و نویسنده معتقد است زنان در این روایت صرفاً در جایگاه شخصیتهای منفعل قرار نمیگیرند.
خانواده نیز در رمان صرفاً یک واحد اجتماعی نیست؛ بستری است که در آن خاطره، قدرت، روابط میان نسلها و تغییرات تاریخی خود را نشان میدهند. از این منظر، زندگی خصوصی شخصیتها با تاریخ بزرگتر جامعه پیوند میخورد.
درباره عطیه عطارزاده
عطیه عطارزاده نویسنده، شاعر و مستندساز متولد تهران است. او پیش از «گوگرد» با آثاری مانند «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» و «من، شماره سه» شناخته شده بود. «گوگرد» نیز یکی از آثار داستانی اوست که نشان میدهد عطارزاده به تجربه فرمهای متفاوت و روایتهای غیرمعمول علاقه دارد.
در آثار او معمولاً مرز میان واقعیت و خیال، تجربه شخصی و جهان ذهنی، و روایت عادی و موقعیتهای نامتعارف اهمیت پیدا میکند. «گوگرد» نیز از همین مسیر استفاده میکند، با این تفاوت که دامنه روایت آن بسیار گستردهتر است و تاریخ و شهر را نیز وارد جهان داستان میکند.
درباره نشر چشمه
نشر چشمه «گوگرد» را در گروه رمانهای فارسی منتشر کرده است. نخستین چاپ کتاب در سال ۱۴۰۱ منتشر شد و اطلاعات پخش چشمه، چاپ دوم آن را در سال ۱۴۰۳ با ۲۱۸ صفحه ثبت کرده است. این کتاب در مجموعه آثار داستانی معاصر نشر چشمه قرار میگیرد.
انتشار «گوگرد» در ادامه همکاری نشر چشمه با نویسندگان نسل جدید ادبیات داستانی ایران قرار دارد و کتاب از نظر فرم و شیوه روایت، اثری متفاوت در میان رمانهای معاصر فارسی به شمار میرود.
چرا باید «گوگرد» را بخوانیم و کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
«گوگرد» برای خوانندگانی مناسب است که به رمانهای ایرانی متفاوت، روایتهای چندنسلی، داستانهای تاریخی و ترکیب واقعیت و خیال علاقه دارند. اگر از داستانهایی که راوی غیرمعمول دارند و از قالبهای متعارف فاصله میگیرند لذت میبرید، این رمان میتواند تجربهای متفاوت برایتان باشد.
این کتاب همچنین برای کسانی جذاب است که به تاریخ اجتماعی تهران و تأثیر تغییرات شهر بر زندگی آدمها علاقه دارند. تهران در «گوگرد» فقط پسزمینه نیست و مطالعه رمان میتواند فرصتی برای دیدن شهر از زاویهای متفاوت باشد.
در عین حال، «گوگرد» رمانی نیست که صرفاً بر یک خط داستانی ساده و مستقیم تکیه داشته باشد. ساختار چندلایه، رفتوآمد میان زمانها و راوی غیرانسان باعث میشود برای خواندن آن باید با روایتهای استعاری و خیالپردازانه همراه شد.
جمعبندی
«گوگرد» عطیه عطارزاده رمانی است درباره زمان، حافظه، مرگ و جاودانگی که تاریخ تهران و زندگی چند نسل را در قالب روایتی متفاوت به هم پیوند میدهد. مهمترین ویژگی آن، انتخاب سگی جاودانه بهعنوان راوی است؛ موجودی که برخلاف انسانها میتواند از مرز نسلها عبور کند و شاهد تغییر آدمها و شهر باشد.
ترکیب تاریخ و خیال، حضور تهران بهعنوان یکی از عناصر مهم داستان، مسئله حافظه جمعی و تقابل مرگ و جاودانگی، «گوگرد» را از یک رمان خانوادگی معمولی جدا میکند. این کتاب بیشتر از آنکه صرفاً داستان زندگی چند شخصیت باشد، تلاشی است برای نگاه کردن به تاریخ و انسان از زاویهای غیرمعمول؛ زاویه دید موجودی که شاهد رفتن نسلهاست و خودش همچنان باقی میماند.
«گوگرد» در نهایت رمانی درباره ماندن و رفتن است؛ درباره اینکه چه چیزی از انسان پس از گذشت زمان باقی میماند و چگونه خاطره آدمها میتواند از خود آنها عمر طولانیتری داشته باشد.