معرفی کتاب جامعه تسکینی | چرا انسان امروز از درد و رنج می‌گریزد؟
معرفی کتاب جامعه تسکینی | چرا انسان امروز از درد و رنج می‌گریزد؟
منتشر شده در ۱۴۰۵/۵/۲۷

کتاب «جامعه تسکینی» اثر بیونگ چول هان با ترجمه مسیح بهار و انتشار نشر نگاه، یکی از آثار فلسفی و اجتماعی این فیلسوف کره‌ای-آلمانی است که به مسئله‌ای بسیار آشنا اما کمتر جدی گرفته‌شده می‌پردازد: رابطه انسان امروز با درد.
هان در این کتاب کوتاه اما فشرده، از جامعه‌ای سخن می‌گوید که می‌خواهد همه شکل‌های درد، ناراحتی، شکست و تعارض را هرچه سریع‌تر حذف کند. از نظر او، این میل افراطی به آسودگی فقط به زندگی شخصی محدود نمی‌شود، بلکه به سیاست، روابط انسانی، شبکه‌های اجتماعی، اقتصاد و حتی برداشت ما از مفهوم زندگی سرایت کرده است. نسخه اصلی کتاب با عنوان Palliativgesellschaft: Schmerz heute در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و در نسخه انگلیسی با عنوان The Palliative Society: Pain Today شناخته می‌شود. 
نکته مهم در اندیشه هان این است که او نمی‌گوید درد را باید ستایش کرد یا انسان باید آگاهانه خود را در معرض رنج قرار دهد. مسئله او چیز دیگری است: اگر جامعه‌ای تمام توان خود را برای بی‌درد کردن زندگی به کار بگیرد، ممکن است در این مسیر چیزی مهم‌تر، یعنی توانایی مواجهه با واقعیت، آزادی و معنای زندگی را از دست بدهد.
«جامعه تسکینی» در یازده فصل کوتاه نوشته شده و ساختاری فشرده و گزین‌گویه‌وار دارد. هان در هر بخش از زاویه‌ای متفاوت به مفهوم درد نگاه می‌کند؛ از ترس انسان معاصر از درد گرفته تا پزشکی، روان‌شناسی، عشق، سیاست، شبکه‌های اجتماعی و میل دائمی به خوشحال بودن. 
واژه «تسکینی» در عنوان کتاب بسیار مهم است. تسکین در اینجا به معنای از بین بردن ریشه‌ای درد نیست؛ بلکه بیشتر به معنای پوشاندن، بی‌حس کردن یا کاهش دادن آن است. هان معتقد است جامعه معاصر به جای آنکه از خود بپرسد درد چه معنایی دارد، بیشتر تلاش می‌کند آن را خاموش کند.به این ترتیب، انسان مدرن به جای پرسیدن اینکه «این درد چه چیزی درباره زندگی من می‌گوید؟»، خیلی سریع می‌پرسد «چطور می‌توانم از این درد خلاص شوم؟»

جامعه تسکینی چیست؟
از نگاه هان، جامعه امروز به نوعی دردگریزی افراطی مبتلا شده است. او برای این وضعیت از مفهوم «آلگوفوبیا» استفاده می‌کند؛ یعنی ترس یا بیزاری شدید از درد.در چنین جامعه‌ای، ناراحتی مطلوب نیست، شکست نشانه ضعف تلقی می‌شود و حتی تجربه‌های دشوار زندگی باید خیلی زود به تجربه‌ای مثبت تبدیل شوند. به همین دلیل، زبان امروزی پر از واژه‌هایی مانند موفقیت، رشد شخصی، تاب‌آوری، بهبود و مثبت‌اندیشی شده است.
این مسئله در نگاه اول کاملاً مثبت به نظر می‌رسد. چه کسی با سلامت، شادی و آرامش مخالف است؟ اما پرسش هان این است که اگر همه چیز را به وسیله‌ای برای احساس بهتر تبدیل کنیم، با بخش‌های دردناک و حل‌نشدنی زندگی چه خواهیم کرد؟

آلگوفوبیا؛ ترس از درد
یکی از مفاهیم مرکزی «جامعه تسکینی»، آلگوفوبیا یا ترس از درد است. هان معتقد است این ترس فقط درباره درد جسمانی نیست. انسان امروز از شکست، تنهایی، طرد شدن، تعارض، غم و حتی عشق نیز می‌ترسد، زیرا همه این تجربه‌ها می‌توانند دردناک باشند.
در چنین شرایطی، انسان تلاش می‌کند زندگی را تا جای ممکن کنترل کند. رابطه‌ای که دردسر ایجاد کند کنار گذاشته می‌شود، شغلی که فشار زیادی دارد تغییر می‌کند، دیدگاه مخالف حذف می‌شود و حتی در شبکه‌های اجتماعی، فرد بیشتر با کسانی ارتباط برقرار می‌کند که شبیه خودش فکر می‌کنند.ناگهان جامعه‌ای شکل می‌گیرد که در آن هیچ چیز نباید بیش از حد ناراحت‌کننده باشد.هان معتقد است نتیجه چنین وضعیتی کاهش تحمل درد است. ناشر آلمانی کتاب نیز همین ایده را در معرفی اثر برجسته می‌کند و از گسترش آلگوفوبیا و کاهش سریع تحمل درد در جامعه امروز سخن می‌گوید.

درد فقط یک احساس ناخوشایند نیست
یکی از مهم‌ترین ایده‌های کتاب این است که درد می‌تواند چیزی بیش از یک احساس ناخوشایند باشد.
هان معتقد است درد می‌تواند به انسان درباره خودش، دیگری و جهان اطلاعات بدهد. درد گاهی چیزی را آشکار می‌کند که در وضعیت عادی نمی‌بینیم. شکست می‌تواند محدودیت‌های ما را نشان دهد، سوگ می‌تواند اهمیت یک رابطه را آشکار کند و رنج می‌تواند ما را نسبت به رنج دیگران حساس‌تر کند.
به همین دلیل، تلاش برای حذف کامل درد ممکن است به قیمت از دست رفتن بخشی از تجربه انسانی تمام شود.
یکی از منتقدان کتاب در Psychoanalytic Culture & Society نیز تأکید می‌کند که برای هان، درد صرفاً یک احساس ناخوشایند نیست، بلکه با معنای انسان بودن ارتباط دارد و مسئله اصلی کتاب، نقد جامعه‌ای است که می‌خواهد از هر شکل منفی و دردناک تجربه انسانی فرار کند.

زندگی بدون درد؛ آیا واقعاً زندگی بهتری است؟
هان یک پرسش ظاهراً ساده اما عمیق مطرح می‌کند: اگر بتوانیم تمام دردهای زندگی را حذف کنیم، آیا الزاماً زندگی بهتری خواهیم داشت؟
جامعه معاصر در بسیاری از حوزه‌ها به دنبال چنین چیزی است. پزشکی تلاش می‌کند درد جسمی را کنترل کند، روان‌شناسی به دنبال کاهش رنج روانی است و فناوری نیز راه‌های تازه‌ای برای سرگرمی و فرار از ناراحتی در اختیار ما قرار می‌دهد.
اما هان هشدار می‌دهد که اگر زندگی صرفاً به پروژه‌ای برای حفظ سلامت، راحتی و رضایت تبدیل شود، مفهوم «زندگی خوب» کم‌کم از بین می‌رود.در این وضعیت، انسان فقط می‌خواهد زنده بماند و احساس بد نداشته باشد. اما زنده ماندن با زندگی کردن یکسان نیست.

از جامعه انضباطی تا جامعه عملکردی
«جامعه تسکینی» را می‌توان در امتداد برخی آثار مهم دیگر هان، به‌خصوص «جامعه خستگی»، خواند. در کتاب‌های هان، یکی از موضوعات اصلی تغییر شیوه اعمال قدرت در جهان معاصر است.
در جامعه سنتی، قدرت بیشتر از طریق ممنوعیت، اجبار و فرمان عمل می‌کرد. اما در جامعه معاصر، انسان گاهی خودش را وادار به کار بیشتر می‌کند. فرد احساس می‌کند باید موفق‌تر، سالم‌تر، شادتر و پربازده‌تر باشد.در نتیجه، فشار دیگر فقط از بیرون نمی‌آید. انسان خودش به مدیر، ناظر و منتقد خودش تبدیل می‌شود.
در بررسی «جامعه تسکینی» نیز این پیوند میان جامعه تسکینی و جامعه عملکردی برجسته شده است؛ جامعه‌ای که به جای اجبار مستقیم، افراد را به سمت خودبهینه‌سازی و افزایش عملکرد سوق می‌دهد.

مثبت‌اندیشی و اجبار به خوشحال بودن
یکی از بخش‌های قابل تأمل کتاب، نقد هان به سلطه «مثبت‌اندیشی» است.در فرهنگ امروز، تقریباً همیشه باید حالمان خوب باشد. اگر شکست خوردیم، باید از آن «درس» بگیریم. اگر اتفاق تلخی افتاد، باید به «رشد شخصی» برسیم. اگر رنج کشیدیم، باید آن را به تجربه‌ای سازنده تبدیل کنیم.هان با این منطق مشکل دارد، زیرا معتقد است این نگاه گاهی خودِ رنج را انکار می‌کند.
همه دردها قرار نیست انسان را قوی‌تر کنند. بعضی اتفاق‌ها فقط دردناک‌اند. بعضی فقدان‌ها جبران نمی‌شوند و بعضی زخم‌ها قرار نیست به موفقیتی در آینده تبدیل شوند.این ایده در نقدهای انگلیسی‌زبان کتاب نیز دیده می‌شود؛ یکی از نقدها اشاره می‌کند که هان جامعه امروز را جامعه‌ای می‌داند که تلاش می‌کند هر شکل از «منفی بودن» را از بین ببرد و حتی رنج را به زبان موفقیت و عملکرد تبدیل کند. 

شبکه‌های اجتماعی و جامعه لایک
شبکه‌های اجتماعی در تحلیل هان جایگاه ویژه‌ای دارند. از نظر او، فضای دیجیتال به نوعی جامعه «لایک» تبدیل شده است؛ فضایی که در آن افراد دائماً به دنبال تأیید گرفتن هستند.در چنین فضایی، محتوای ناراحت‌کننده، پیچیده یا ناخوشایند معمولاً جای خود را به چیزی می‌دهد که سریع‌تر مصرف شود و احساس بهتری ایجاد کند.
حتی رابطه ما با دیگران نیز می‌تواند تحت تأثیر همین منطق قرار بگیرد. ما بیشتر با کسانی همراه می‌شویم که تأییدمان می‌کنند و کمتر حاضر می‌شویم در معرض دیدگاه‌هایی قرار بگیریم که ما را به چالش می‌کشند.از نگاه هان، مشکل اینجاست که تعارض نیز نوعی درد است و جامعه‌ای که تحمل هیچ دردی را ندارد، به تدریج تحمل اختلاف را هم از دست می‌دهد.

درد در عشق و روابط انسانی
هان درد را فقط در حوزه پزشکی یا سیاست بررسی نمی‌کند. عشق نیز برای او یکی از تجربه‌هایی است که جامعه تسکینی تلاش می‌کند از بخش‌های دردناک آن خلاص شود.
عشق واقعی همیشه راحت و بی‌دردسر نیست. عشق یعنی مواجهه با دیگری‌ای که دقیقاً شبیه ما نیست و نمی‌توانیم او را کاملاً کنترل کنیم.اما جامعه‌ای که دائماً به دنبال آسودگی است، ممکن است روابط را نیز به رابطه‌هایی تبدیل کند که در آنها کمترین اصطکاک وجود داشته باشد.در این وضعیت، دیگری دیگر کسی نیست که ما را دگرگون کند؛ بلکه کسی است که باید با خواسته‌های ما سازگار باشد.

سیاست بدون تعارض
یکی از ابعاد جالب کتاب، سیاسی شدن مفهوم درد است.هان معتقد است جامعه‌ای که از درد و تعارض فرار می‌کند، در سیاست نیز به سمت نوعی اجماع دائمی حرکت می‌کند. اختلاف نظر، مخالفت و کشمکش سیاسی می‌توانند ناراحت‌کننده باشند، بنابراین جامعه ترجیح می‌دهد همه چیز را نرم، آرام و بدون اصطکاک نگه دارد.اما سیاست بدون تعارض می‌تواند به حذف سیاست منجر شود.
ناشر آلمانی کتاب نیز تأکید می‌کند که از نظر هان، آلگوفوبیا به حوزه سیاست سرایت کرده و فشار برای همرنگی و اجماع می‌تواند به شکل‌گیری چیزی منجر شود که او «دموکراسی تسکینی» می‌نامد. این بخش از کتاب نشان می‌دهد که بحث هان درباره درد صرفاً بحثی روان‌شناختی نیست؛ او از درد به عنوان ابزاری برای فهم ساختارهای اجتماعی و سیاسی استفاده می‌کند.

پزشکی و بی‌معنا شدن درد
یکی دیگر از بحث‌های مهم کتاب، رابطه انسان مدرن با پزشکی است.پزشکی مدرن توانسته بسیاری از دردهای جسمانی را کاهش دهد و این دستاورد را نمی‌توان نادیده گرفت. اما هان به پیامد فرهنگی این فرایند توجه دارد.وقتی درد صرفاً چیزی تلقی شود که باید حذف شود، ممکن است دیگر به این فکر نکنیم که تجربه درد چه معنایی برای زندگی انسان دارد.
یکی از منتقدان کتاب نیز می‌نویسد که هان معتقد است پزشکی مدرن درد را بیش از پیش به چیزی تبدیل کرده که باید حذف، پنهان یا بی‌حس شود و در این مسیر، معنای فرهنگی و انسانی درد کم‌رنگ شده است. 
البته این نکته را نباید به معنای مخالفت هان با درمان پزشکی دانست. بحث او بیشتر درباره پزشکی‌شدن تجربه درد و تبدیل تمام رنج‌های انسانی به مسئله‌ای برای حذف کردن است.

درد و ارتباط با دیگری
یکی از مهم‌ترین و انسانی‌ترین بخش‌های اندیشه هان در این کتاب، ارتباط میان درد و دیگری است.او با استفاده از اندیشه امانوئل لویناس، فیلسوف فرانسوی، از نوعی «درد نسبت به دیگری» سخن می‌گوید. منظور این است که انسان فقط زمانی انسان باقی می‌ماند که بتواند در برابر رنج دیگری حساس باشد.اگر تمام هدف زندگی، محافظت از خود در برابر درد باشد، ممکن است حتی رنج دیگران نیز برایمان به یک مسئله بیرونی و بی‌اهمیت تبدیل شود.
در نقد منتشرشده در Psychoanalytic Culture & Society نیز همین ایده به عنوان راه‌حل نهایی هان مطرح شده است: مواجهه با دیگری و گشودگی نسبت به رنج او می‌تواند انسان را از رضایت خودشیفته و آسودگی بی‌تفاوت‌کننده بیرون بیاورد. 

جامعه تسکینی و تنهایی
تناقض دیگری که هان مطرح می‌کند این است که جامعه‌ای که می‌خواهد درد را کاهش دهد، ممکن است در نهایت انسان‌های تنهاتری تولید کند.رنج مشترک می‌تواند انسان‌ها را به یکدیگر نزدیک کند. سوگ، بحران، شکست و حتی تجربه‌های دشوار اجتماعی می‌توانند احساس همدلی ایجاد کنند.اما اگر هر فرد تلاش کند درد خود را خصوصی، پنهان و سریعاً درمان کند، امکان شکل‌گیری تجربه مشترک نیز کاهش پیدا می‌کند.در نتیجه، فرد ممکن است ظاهراً زندگی راحت‌تری داشته باشد اما از دیگران فاصله بیشتری بگیرد.

کرونا و جامعه بقا
هان در تحلیل خود به همه‌گیری کرونا نیز توجه می‌کند. از نگاه او، همه‌گیری نشان داد که چگونه جامعه می‌تواند به سمت «جامعه بقا» حرکت کند؛ جامعه‌ای که در آن حفظ حیات و سلامت به عالی‌ترین ارزش تبدیل می‌شود.در شرایط بحران، بسیاری از ارزش‌های دیگر موقتاً کنار می‌روند و مسئله اصلی این می‌شود که چگونه زنده بمانیم و چگونه از خطر دور بمانیم.
ناشر اصلی کتاب نیز بحران کرونا را در کنار بحران مواد افیونی آمریکا به عنوان نمونه‌ای از وضعیت جامعه تسکینی مطرح می‌کند و تأکید دارد که در دوران همه‌گیری، این جامعه بیش از هر چیز به جامعه‌ای برای بقا تبدیل شد. این بخش کتاب از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد ایده هان صرفاً یک نظریه انتزاعی نیست؛ بلکه می‌توان آن را در واکنش جوامع معاصر به بحران‌های واقعی نیز مشاهده کرد.

آینده‌ای بدون درد؛ آیا هنوز انسان باقی می‌ماند؟
هان در پایان کتاب تصویری نسبتاً تاریک از آینده ارائه می‌دهد.اگر فناوری بتواند درد را بیش از پیش حذف کند، اگر انسان بتواند بدن خود را بهینه کند، اگر الگوریتم‌ها بتوانند ناراحتی را پیش‌بینی و کنترل کنند و اگر زندگی به فرآیندی برای حفظ سلامت و رضایت تبدیل شود، ممکن است در نهایت به چیزی برسیم که ظاهراً بسیار خوشایند است اما از نظر هان، دیگر شباهت زیادی به زندگی انسانی ندارد.
یکی از منتقدان کتاب این آینده را نوعی زندگی «فراانسانی» توصیف می‌کند که در آن درد حذف شده، اما به قیمت از دست رفتن بخشی از آزادی، اصالت و معنای انسانی زندگی. این همان پارادوکس اصلی «جامعه تسکینی» است: ممکن است تلاش برای ساختن جهانی بدون درد، به ساختن جهانی بدون عمق تبدیل شود.

درباره نویسنده، مترجم و ناشر
بیونگ چول هان، فیلسوف و منتقد فرهنگی کره‌ای-آلمانی، در سال ۱۹۵۹ در سئول متولد شد و برای تحصیل به آلمان رفت. او در فرایبورگ و مونیخ فلسفه، ادبیات آلمانی و الهیات کاتولیک خواند و بعدها استاد فلسفه و مطالعات فرهنگی در دانشگاه هنر برلین شد. آثار او بیشتر بر نقد جامعه معاصر، سرمایه‌داری، فناوری، شبکه‌های اجتماعی، فرسودگی، شفافیت، قدرت و تغییر شکل تجربه انسانی متمرکز هستند. 
مسیح بهار مترجم فارسی «جامعه تسکینی» است و ترجمه او این اثر فلسفی کوتاه و فشرده را برای خواننده فارسی‌زبان در دسترس قرار داده است. ترجمه آثار هان به دلیل نثر فشرده، مفاهیم فلسفی و جمله‌های کوتاه و گزین‌گویه‌وار او، نیازمند توجه ویژه به هم‌زمانی دقت مفهومی و حفظ لحن ادبی متن است.
نشر نگاه ناشر نسخه فارسی «جامعه تسکینی» است و این کتاب را در مجموعه آثار فلسفی و علوم انسانی خود منتشر کرده است. انتشار این اثر در کنار دیگر آثار بیونگ چول هان، امکان دنبال کردن مجموعه‌ای از ایده‌های او درباره جامعه معاصر، فرسودگی، فناوری و ساختارهای جدید قدرت را برای مخاطب فارسی‌زبان فراهم می‌کند.

چرا این کتاب را بخوانیم و برای چه کسانی مناسب است؟
«جامعه تسکینی» برای کسانی مناسب است که به فلسفه معاصر، نقد اجتماعی، روان‌شناسی فرهنگی و بررسی تأثیر فناوری و سرمایه‌داری بر زندگی روزمره علاقه دارند. اگر «جامعه خستگی» یا دیگر آثار بیونگ چول هان را خوانده باشید، این کتاب می‌تواند ادامه‌ای طبیعی برای آشنایی با دستگاه فکری او باشد.
این کتاب همچنین برای کسانی جذاب است که به مسئله شادی، موفقیت و مثبت‌اندیشی در دنیای امروز فکر می‌کنند. هان خواننده را وادار می‌کند از خودش بپرسد آیا واقعاً هر ناراحتی‌ای باید فوراً برطرف شود و آیا هر شکست الزاماً باید به یک موفقیت آینده تبدیل شود
«جامعه تسکینی» کتاب مناسبی برای کسانی است که از فلسفه‌ای کوتاه، فشرده و گزین‌گویه‌وار استقبال می‌کنند. کتاب حجم زیادی ندارد، اما ایده‌های آن می‌تواند مدت‌ها بعد از تمام شدن مطالعه در ذهن باقی بماند. در عین حال، باید توجه داشت که نثر هان گاهی بسیار فشرده و مفاهیمش انتزاعی است؛ بنابراین مطالعه آهسته و بازگشت به بعضی بخش‌ها می‌تواند به فهم بهتر آن کمک کند.

سخن پایانی
کتاب «جامعه تسکینی» اثر بیونگ چول هان با ترجمه مسیح بهار و انتشار نشر نگاه، کتابی درباره درد است، اما در نهایت درباره زندگی است.
هان از ما نمی‌خواهد رنج را دوست داشته باشیم یا درد را به فضیلتی اخلاقی تبدیل کنیم. او هشدار می‌دهد که اگر تمام توان خود را صرف حذف هر چیزی کنیم که ناراحتمان می‌کند، ممکن است توانایی مواجهه با واقعیت، پذیرش دیگری و حتی فهم معنای زندگی را از دست بدهیم.در جهان هان، مسئله فقط این نیست که انسان‌ها دیگر نمی‌خواهند درد بکشند؛ مسئله عمیق‌تر این است که جامعه‌ای ساخته‌ایم که در آن حتی ناراحتی و اختلاف نظر هم تحمل نمی‌شود.
شاید مهم‌ترین پرسش «جامعه تسکینی» همین باشد: اگر زندگی را از تمام دردها، شکست‌ها، تعارض‌ها و زخم‌هایش خالی کنیم، آیا در نهایت به زندگی بهتر می‌رسیم یا فقط به نوعی بقای بی‌درد؟ هان پاسخ ساده‌ای نمی‌دهد، اما خواننده را با این احتمال روبه‌رو می‌کند که بخشی از معنای انسان بودن دقیقاً در توانایی ما برای تحمل، فهم و معنا دادن به چیزهایی است که نمی‌توانیم از آنها فرار کنیم.

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین