«الیور تویست» یکی از مشهورترین رمانهای چارلز دیکنز است که با نگاهی انتقادی به فقر، بیعدالتی اجتماعی و وضعیت کودکان بیسرپرست در انگلستان قرن نوزدهم نوشته شده است. داستان زندگی پسربچهای یتیم را روایت میکند که از یتیمخانهای سرد و بیرحم آغاز میشود و او را به دل خیابانهای لندن و جهان تبهکاران خردسال میکشاند. دیکنز در این رمان، همزمان با روایت سرگذشت الیور، ساختارهای ناعادلانهٔ جامعهٔ صنعتی و نظامهای خیریهٔ ظاهری را به چالش میکشد.
الیور شخصیتی معصوم و پاکسرشت است که در برابر خشونت و فساد اطرافش مقاومت میکند. شخصیتهایی چون فاگین، بیل سایکس و نانسی، هر یک نمایندهٔ سویهای از فقر، جرم و اخلاق فروپاشیدهٔ جامعهاند و در برابر آنان، الیور نماد امکان انسانیت در دل تباهی است. دیکنز با طنز تلخ و توصیفهای زنده، تضاد میان معصومیت کودکانه و بیرحمی نظم اجتماعی را برجسته میکند و رمانی میآفریند که هم داستانی پرکشش است و هم بیانیهای اجتماعی.
ترجمهٔ سعید درودی کوشیده است زبان کلاسیک و روایت پرجزئیات دیکنز را با نثری روان به فارسی منتقل کند. انتشار این اثر توسط نشر نگاه آن را در کنار دیگر آثار کلاسیک ادبیات جهان قرار داده و دسترسی خوانندهٔ فارسیزبان به یکی از مهمترین رمانهای قرن نوزدهم را فراهم کرده است.
بخشی از متن کتاب
«الیور با ترسی آمیخته به شگفتی به اطراف نگاه میکرد. هرگز چنین خیابانهایی ندیده بود؛ جایی که فقر و هیاهو در هم آمیخته بودند و هر چهره داستانی ناگفته در خود داشت…»
چرا باید این کتاب را خواند؟
«الیور تویست» تنها داستان یک کودک یتیم نیست، بلکه تصویری گسترده از جامعهای است که فقر را بازتولید میکند و در عین حال، امکان همدلی و نیکی را نیز زنده نگه میدارد. این رمان برای علاقهمندان ادبیات کلاسیک و روایتهای اجتماعی، اثری ماندگار و تأثیرگذار به شمار میآید.