«فرضیه زمین مسطح» نوشته مصطفی مستور و منتشرشده توسط نشر چشمه، یک نمایشنامه فلسفی و معاصر است که با قرار دادن یک خانواده در مرکز روایت، سراغ پرسشهایی درباره زندگی، مرگ، ترس، فقدان و معنای بودن میرود. این اثر که در سال ۱۴۰۱ منتشر شده، ۱۱۸ صفحه دارد و سومین نمایشنامه مصطفی مستور به شمار میآید.
مستور در این نمایشنامه، به جای آنکه فلسفه را در قالب بحثهای کاملاً انتزاعی مطرح کند، آن را وارد فضای خانه، روابط خانوادگی، گفتوگوهای روزمره و خاطرات شخصیتها میکند. نتیجه، متنی است که در ظاهر درباره خانوادهای آشفته و اتفاقات پیرامون آنهاست، اما در لایههای عمیقتر خود با پرسشهایی درباره هستی و نیستی سروکار دارد.
کتاب «فرضیه زمین مسطح» درباره چیست؟
داستان «فرضیه زمین مسطح» در خانهای دوبلکس میگذرد؛ خانهای که زیرزمین آن به یکی از عناصر مهم و رازآلود نمایشنامه تبدیل میشود. اتابکخان، معلم تاریخ بازنشسته، در مرکز خانواده قرار دارد و نگاه خاص و وسواسگونه او به مسائل مربوط به زیرزمین، فضای خانه را تحت تأثیر قرار داده است. در کنار او، شخصیتهایی مانند هومن، خسرو، یاسمن و ناهید قرار دارند و روابط میان اعضای خانواده، بخش مهمی از پیشبرد نمایشنامه را شکل میدهد.
مرگ ناهید، همسر اتابکخان، نیز مانند حضوری غایب بر زندگی اعضای خانواده سایه انداخته است. خانواده پس از این فقدان از هم گسسته و هر یک از شخصیتها به شکل متفاوتی با گذشته، پدر خانواده و وضعیت تازه خود روبهرو شدهاند.
مستور برای روایت این وضعیت از دیالوگهای طولانی، مونولوگهایی خطاب به تماشاگر و جابهجایی میان فضاهایی مانند خانه و کافه استفاده میکند. بنابراین نمایشنامه بیش از آنکه صرفاً بر حادثه استوار باشد، بر گفتوگو، ذهنیت شخصیتها و کشف تدریجی لایههای پنهان روابط آنها تکیه دارد.
ترس؛ یکی از محورهای اصلی نمایشنامه
یکی از مهمترین مفاهیم در «فرضیه زمین مسطح» ترس است. شخصیتها با انواع مختلفی از ترسهای انسانی روبهرو هستند؛ ترس از دست دادن، آینده، بیماری، جنگ، پیر شدن و در نهایت مرگ. در نگاه نمایشنامه، ترس فقط یک واکنش به یک اتفاق خاص نیست، بلکه بخشی از تجربه زیستن انسان است.
در مقابل، مرگ در این اثر به شکلی متفاوت از زندگی دیده میشود. یکی از تصاویر مرکزی متن، مقایسه مرگ با ماشینی است که کنار جاده متوقف مانده و زندگی را به ماشینهایی تشبیه میکند که با سرعت از کنار آن عبور میکنند. این تصویر بهخوبی نشان میدهد که مستور چگونه یک مفهوم فلسفی را به تصویری ساده و قابل لمس تبدیل میکند.
زندگی در برابر مرگ
تقابل زندگی و مرگ در «فرضیه زمین مسطح» صرفاً یک تقابل فلسفی نیست؛ این دو مفهوم در زندگی شخصیتها حضور ملموس دارند. مرگ ناهید خانواده را از درون تغییر داده و اعضای آن را با پرسشهایی درباره گذشته و آینده مواجه کرده است.
از این منظر، نمایشنامه درباره مرگ به همان اندازه درباره زندگی است. فقدان باعث میشود شخصیتها چیزهایی را ببینند که پیش از آن نادیده گرفته بودند. زندگی، با همه ترسها و ناپایداریهایش، همچنان سرشار از امکان، رابطه، حرکت و تجربه است. همین نگاه باعث میشود مفهوم مرگ در نمایشنامه بیشتر بهانهای برای اندیشیدن به کیفیت زندگی باشد تا موضوعی مستقل.
خانوادهای که بعد از یک فقدان از هم میپاشد
خانواده در این نمایشنامه تصویری کاملاً آرام و منسجم ندارد. مرگ ناهید باعث شده ارتباط میان اعضای خانواده تغییر کند و هرکدام به شکلی با این فروپاشی کنار بیایند. اتابکخان نیز برای فرزندانش شخصیتی است که در دورههای مختلف زندگی، چهرههای متفاوتی پیدا کرده است.
هومن در روایت خود از پدرش تصویری را به یاد میآورد که زمانی برای او شبیه پادشاهی قدرتمند بوده، اما با بزرگتر شدن، همان تصویر به شخصیتی شکستخورده و حتی کاریکاتورگونه تبدیل شده است. چنین تغییر نگاهی نشان میدهد که نمایشنامه علاوه بر رابطه فرزندان با یکدیگر، به تغییر تصویر والدین در ذهن فرزندان نیز توجه دارد.
زیرزمین و رازهای پنهان
زیرزمین خانه یکی از عناصر مهم در «فرضیه زمین مسطح» است. این فضا فقط بخشی از معماری خانه نیست؛ بلکه میتوان آن را یکی از نشانههای مهم نمایشنامه دانست. اتابکخان با کتابهای قدیمی، علوم خفیه و موجودات ناشناختهای که تصور میکند در زیرزمین حضور دارند، ارتباط ویژهای دارد.
زیرزمین در چنین ساختاری میتواند یادآور بخشهایی از ذهن و گذشته باشد که شخصیتها ترجیح میدهند به آنها نزدیک نشوند. خانه ظاهراً محل زندگی خانواده است، اما در عمق خود گذشتهها، ترسها و رازهایی را نگه داشته که همچنان بر زمان حال تأثیر میگذارند.
چرا عنوان کتاب «فرضیه زمین مسطح» است؟
عنوان نمایشنامه در نگاه اول عجیب به نظر میرسد. «زمین مسطح» ما را به یک تصور قدیمی و نظریهای درباره جهان میبرد، اما در متن مستور، عنوان بیشتر از آنکه یک بحث علمی باشد، در خدمت نگاه فلسفی اثر قرار میگیرد.
مستور در این نمایشنامه درباره برداشت انسان از جهان، حقیقت، واقعیت و محدودیت شناخت صحبت میکند. بنابراین عنوان میتواند مخاطب را از همان ابتدا به این پرسش برساند که آیا آنچه درباره جهان میدانیم واقعاً همان چیزی است که تصور میکنیم؟ نمایشنامه نیز با قرار دادن شخصیتهایی با برداشتهای متفاوت از زندگی و مرگ، نشان میدهد که هر انسان جهان را از زاویه محدود و شخصی خودش میبیند.
زبان و شیوه روایت مصطفی مستور
یکی از ویژگیهای «فرضیه زمین مسطح» استفاده از زبان گفتوگومحور و نزدیک به زبان روزمره است. شخصیتها در طول نمایشنامه درباره موضوعات ساده و اتفاقات زندگی صحبت میکنند، اما همین گفتوگوها به تدریج به پرسشهایی بزرگتر درباره هستی و مرگ میرسند.
این ویژگی با بخشی از کارنامه ادبی مستور نیز هماهنگ است. او از نویسندگانی است که در آثار داستانی خود نیز زندگی روزمره را با پرسشهای فلسفی، اخلاقی و معنایی پیوند داده است. منابع معرفی آثار او، نمایشنامه «فرضیه زمین مسطح» را نیز اثری میدانند که مسائل فلسفی درباره هستی و نیستی را در قالبی روایی و در میان موقعیتهای ساده زندگی مطرح میکند.
درباره نویسنده و ناشر کتاب «فرضیه زمین مسطح»
مصطفی مستور متولد ۱۳۴۳ در اهواز است. او تحصیلات خود را در رشته مهندسی عمران و سپس زبان و ادبیات فارسی دنبال کرد و فعالیت ادبیاش را با داستان کوتاه آغاز کرد. نخستین داستان او با عنوان «دو چشمخانه خیس» در سال ۱۳۶۹ منتشر شد و نخستین کتابش، مجموعه داستان «عشق روی پیادهرو»، در سال ۱۳۷۷ به چاپ رسید.
مستور در کارنامه خود رمان، مجموعه داستان، نمایشنامه، ترجمه و آثار پژوهشی دارد. «روی ماه خداوند را ببوس»، «استخوان خوک و دستهای جذامی»، «چند روایت معتبر»، «من گنجشک نیستم» و «پیادهروی در ماه» از جمله آثار شناختهشده او هستند. نمایشنامهنویسی نیز بخش مهمی از فعالیت او را تشکیل میدهد و «فرضیه زمین مسطح» سومین نمایشنامه او معرفی شده است.
«فرضیه زمین مسطح» را نشر چشمه منتشر کرده است. این کتاب در سال ۱۴۰۱ منتشر شده، ۱۱۸ صفحه دارد و در قطع پالتویی و با جلد شومیز عرضه شده است.
چرا باید کتاب «فرضیه زمین مسطح» را بخوانیم و کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
«فرضیه زمین مسطح» برای خوانندگانی مناسب است که در کنار داستان و شخصیتپردازی، به متنهای فلسفی و پرسشهای مربوط به زندگی و مرگ علاقه دارند. این نمایشنامه بهویژه برای کسانی که آثار مصطفی مستور را دنبال کردهاند، میتواند جالب باشد؛ زیرا بسیاری از دغدغههای آشنای او درباره معنای زندگی، روابط انسانی، فقدان و پرسشهای وجودی را در قالب نمایشنامه دنبال میکند.
این کتاب همچنین برای کسانی که میخواهند با نمایشنامههای معاصر فارسی آشنا شوند گزینهای قابل توجه است. حجم نسبتاً کم کتاب باعث میشود خواندن آن زمان زیادی نگیرد، اما گفتوگوها و پرسشهای فلسفی آن میتوانند بعد از پایان مطالعه نیز ذهن مخاطب را درگیر کنند.
جمعبندی
«فرضیه زمین مسطح» نمایشنامهای درباره خانوادهای ازهمگسیخته است، اما محدوده آن به مسائل خانوادگی محدود نمیشود. مصطفی مستور از مرگ، ترس، فقدان و روابط میان اعضای یک خانواده استفاده میکند تا پرسشهای بزرگتری درباره زندگی و معنای بودن مطرح کند.
نقطه قوت اصلی اثر را میتوان در همین پیوند میان امر روزمره و امر فلسفی دانست. خانه، کافه، گفتوگوهای خانوادگی و خاطرات شخصیتها در کنار مفاهیمی مانند مرگ و هستی قرار میگیرند و فضایی میسازند که در آن یک اتفاق خانوادگی میتواند به پرسشی درباره تمام زندگی تبدیل شود. «فرضیه زمین مسطح» از این نظر ادامه مسیری است که مصطفی مستور در بخش مهمی از آثارش دنبال کرده است: نزدیک شدن به پرسشهای بزرگ از راه داستانهای آدمهای معمولی.