«زندگی جای دیگر» نوشته شگون افولبی، نویسنده نیجریهای، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که با محور قرار دادن مهاجرت و تجربه زیستن در سرزمینی ناآشنا، به یکی از پرسشهای مهم انسان معاصر نزدیک میشود: خانه واقعاً کجاست؟ آیا خانه فقط یک مکان جغرافیایی است یا مجموعهای از خاطرات، زبان، آدمها و احساس تعلق که میتواند با مهاجرت از هم گسسته شود؟
این کتاب نخستین مجموعه داستان افولبی است و در نسخه اصلی با عنوان A Life Elsewhere منتشر شده است. مجموعه در سال ۲۰۰۶ توسط Jonathan Cape منتشر شد و در معرفی ناشر، بر نیاز انسان به ساختن خانواده و هویت در جهانی تأکید شده که مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و زبانی در آن دائماً تغییر میکنند. ترجمه فارسی این اثر با ترجمه مازیار ادیبنصرت و توسط نشر چشمه منتشر شده و نسخه فارسی آن ۱۴۹ صفحه دارد.
کتاب «زندگی جای دیگر» درباره چیست؟
«زندگی جای دیگر» مجموعهای از داستانهایی است که شخصیتهایشان به شکلهای مختلف با مفهوم «جای دیگر» مواجهاند. این «جای دیگر» گاهی سرزمینی است که مهاجر برای شروع زندگی به آن میرود، گاهی خانهای است که سالها از آن دور مانده و گاهی حتی تصویری ذهنی از زندگیای بهتر که هیچوقت بهطور کامل به دست نمیآید.
افولبی در داستانهایش صرفاً درباره مهاجرت به معنای جابهجایی از یک کشور به کشور دیگر صحبت نمیکند. مسئله اصلی او پیامدهای روانی و عاطفی این جابهجایی است. شخصیتهای داستانی او در بسیاری از مواقع میان گذشته و اکنون، میان وطن و سرزمین تازه، و میان هویت قدیمی و هویتی که مجبورند در محیط جدید برای خود بسازند، معلق ماندهاند.
در معرفیهای ادبی انگلیسی، مجموعه افولبی داستانهایی درباره آدمهایی توصیف شده که در جهانهایی «در جای دیگر» گرفتار شدهاند؛ آدمهایی که ساختارها و عادتهای محیط تازه برایشان ناآشناست و همین ناآشنایی، احساس تنهایی و بیجایی را تشدید میکند. فقدان، نوستالژی، ترس و ازهمگسیختگی از جمله مضامینی هستند که در سراسر مجموعه تکرار میشوند.
مهاجرت؛ بیشتر از ترک یک سرزمین
یکی از نقاط قوت «زندگی جای دیگر» این است که مهاجرت را به یک موضوع آماری یا سیاسی تقلیل نمیدهد. افولبی به سراغ زندگی روزمره آدمهایی میرود که باید در محیطی تازه، خودشان و گذشتهشان را دوباره تعریف کنند.
در یکی از روایتها، خانوادهای مهاجر که در سرزمین خود موقعیت اجتماعی مناسبی داشتهاند، در کشور جدید برای به دست آوردن سادهترین امکانات زندگی با دشواری روبهرو میشوند. در داستانی دیگر، زن و شوهری پس از سالها دوری به کشور و خانه سابق خود بازمیگردند، اما متوجه میشوند آنچه در حافظهشان از گذشته باقی مانده با واقعیت امروز تفاوت دارد. شخصیتهای دیگر نیز با مسائلی مانند تنهایی، بیگانگی، خشونت خانوادگی، سوءظن و دشواری ارتباط با جامعه تازه روبهرو هستند.
به همین دلیل، «زندگی جای دیگر» را میتوان مجموعهای درباره «خانه» دانست؛ اما خانهای که دیگر معنای ساده و ثابتی ندارد. مهاجر ممکن است به کشور دیگری برسد، اما هنوز احساس کند به جایی تعلق ندارد. از سوی دیگر، بازگشت به سرزمین مادری نیز الزاماً به معنای بازگشت به خانه نیست، زیرا خود فرد و محیطی که زمانی خانه نامیده میشد، در طول سالها تغییر کردهاند.
داستان «دوشنبه صبح»؛ نقطه مهم مجموعه
یکی از مهمترین داستانهای کتاب «دوشنبه صبح» است که در سال ۲۰۰۵ جایزه کین برای ادبیات آفریقایی را دریافت کرد. این جایزه از مهمترین جوایز داستان کوتاه آفریقایی به شمار میرود و همین موفقیت باعث شد نام افولبی بیش از پیش در ادبیات معاصر آفریقا مطرح شود.
داستان درباره خانوادهای پناهجوست که در اقامتگاهی برای پناهندگان گرفتار شرایطی موقت و نامطمئن شدهاند. خانواده در سرزمین تازه نه فقط با دشواریهای مادی، بلکه با زبان، خاطره، ترس از آینده و احساس ازدستدادن جایگاه گذشته روبهرو است. یکی از ویژگیهای قابل توجه داستان، تقابل میان لحظات کوتاه آرامش و زیبایی و بازگشت ناگزیر به زندگی پراضطراب و نامطمئن است. پژوهشهایی که درباره آثار افولبی نوشته شدهاند نیز «دوشنبه صبح» را نمونهای روشن از تجربه آوارگی و کشمکش میان خاطره خانه قبلی و واقعیت زندگی تازه میدانند.
اهمیت این داستان فقط در موضوع پناهندگی نیست. افولبی نشان میدهد چگونه جابهجایی میتواند روابط خانوادگی و تصور انسان از خودش را نیز تغییر دهد. فرد مهاجر فقط مکان زندگیاش را عوض نمیکند؛ گاهی شغل، زبان، جایگاه اجتماعی و حتی تصویری را که از خودش دارد از دست میدهد و مجبور میشود در شرایطی تازه دوباره آن را بسازد.
زندگی در میان چند جهان
زندگی شخصی شگون افولبی نیز در فهم فضای این مجموعه اهمیت دارد. او در سال ۱۹۶۶ در کادونا، نیجریه، متولد شد و به دلیل شغل پدرش که دیپلمات بود، دوران رشد خود را در کشورهای مختلفی از جمله کنگو، کانادا، آلمان شرقی و اندونزی گذراند. بعدها در بریتانیا زندگی کرد و مدتی نیز در بیبیسی فعالیت داشت.
چنین پیشینهای سبب شده تجربه «میان چند جهان بودن» در آثار او حضوری پررنگ داشته باشد. شخصیتهای «زندگی جای دیگر» نیز اغلب در یک نقطه ثابت نمیایستند. گذشته به سراغشان میآید، محیط تازه آنها را پس میزند و آینده نیز چندان روشن نیست. همین وضعیت، داستانهای افولبی را از روایتهای ساده مهاجرت فراتر میبرد و به تجربهای انسانی درباره هویت و تعلق تبدیل میکند.
زبان و سبک داستانهای افولبی
افولبی در این مجموعه به جای آنکه همهچیز را بهصورت مستقیم برای خواننده توضیح دهد، بسیاری از احساسات شخصیتها را از خلال موقعیتها، رفتارها و جزئیات زندگی روزمره منتقل میکند. درباره نثر او نیز بر ظرافت و خویشتنداری زبانی و توجه به زندگی عاطفی درونی شخصیتها تأکید شده است.
این شیوه باعث میشود تنهایی شخصیتها بیشتر از آنکه به شکل یک توضیح آشکار ارائه شود، در فضای داستان احساس شود. آدمهای افولبی گاهی حرف زیادی نمیزنند، اما سکوت، خاطرات و رفتارشان نشان میدهد که چه فاصلهای میان زندگی فعلی و زندگیای که تصور میکردند خواهند داشت، ایجاد شده است.
از این منظر، عنوان «زندگی جای دیگر» نیز معنایی دوگانه پیدا میکند. شاید «جای دیگر» همان کشوری باشد که شخصیت به آن مهاجرت کرده است؛ شاید وطن ازدسترفته باشد و شاید هم زندگی مطلوبی که همیشه در ذهن وجود دارد اما هیچوقت بهطور کامل محقق نمیشود.
درباره نویسنده، مترجم و ناشر
شگون افولبی نویسنده و داستاننویس نیجریهای است که بهواسطه مجموعه داستان «زندگی جای دیگر» و سپس رمان «Goodbye Lucille» شناخته شد. داستانهای او در نشریات ادبی مختلفی از جمله Granta و Wasafiri منتشر شدهاند و موفقیت «دوشنبه صبح» در جایزه کین، جایگاه او را در ادبیات داستانی معاصر آفریقا تثبیت کرد.
مازیار ادیبنصرت مترجم نسخه فارسی «زندگی جای دیگر» است و این ترجمه را برای مخاطب فارسیزبان در اختیار قرار داده است. انتخاب این اثر برای ترجمه، امکان آشنایی خواننده فارسی با بخشی از داستان کوتاه معاصر آفریقا و روایتی متفاوت از تجربه مهاجرت را فراهم میکند.
نشر چشمه نیز ناشر نسخه فارسی کتاب است؛ ناشری که بخش قابل توجهی از آثار ادبیات داستانی ایران و جهان را در قالب ترجمه و تألیف منتشر کرده است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«زندگی جای دیگر» برای خوانندگانی مناسب است که به داستان کوتاه، ادبیات آفریقا، ادبیات مهاجرت و روایتهای شخصیتمحور علاقه دارند. این کتاب همچنین میتواند برای کسانی جذاب باشد که دوست دارند مهاجرت را نه از زاویه آمار و اخبار، بلکه از درون زندگی آدمهایی ببینند که با تنهایی، خاطره، زبان، خانواده و مسئله تعلق دستوپنجه نرم میکنند.
یکی از امتیازهای کتاب این است که برای درک تجربه مهاجرت لازم نیست خود خواننده مهاجر باشد. موضوعاتی مانند حس غریبه بودن، دلتنگی برای گذشته، تغییر روابط خانوادگی و جستوجوی جایگاه خود در جهان، تجربههایی هستند که میتوانند برای مخاطبان مختلف قابل لمس باشند. از سوی دیگر، موفقیت «دوشنبه صبح» و توجه منتقدان به تجربه آوارگی در آثار افولبی، این مجموعه را برای علاقهمندان به ادبیات معاصر آفریقا نیز به اثری قابل توجه تبدیل کرده است.
سخن پایانی
«زندگی جای دیگر» کتابی درباره آدمهایی است که به جایی دیگر رفتهاند، اما مسئله اصلیشان همچنان پیدا کردن جایی برای «بودن» است. شگون افولبی در مجموعه داستان خود نشان میدهد مهاجرت با عبور از مرزها تمام نمیشود؛ بخش دشوارتر آن زمانی آغاز میشود که فرد باید میان گذشته و حال، خاطره و واقعیت، وطن و سرزمین تازه، هویتی برای خود پیدا کند.
در این کتاب، «جای دیگر» فقط یک مقصد جغرافیایی نیست؛ استعارهای از زندگیای است که همیشه اندکی دور از دسترس به نظر میرسد. همین نگاه است که داستانهای افولبی را از روایت صرفِ مهاجرت فراتر میبرد و آنها را به داستانهایی درباره تنهایی، خانواده، خاطره و میل همیشگی انسان به یافتن خانه تبدیل میکند.